u200d ما چشم های شب زده ما چشم هاي
شب زده مي دانيم
پس كوچه هاي درد چه تاريك است
فرياد – حجم باز – تو ميداني
دهليزهاي بغض چه باريك است
در انتهاي باغ ، چه تنهاييم
وقتي كه فصل، فصل شقايق نيست
در سمت سايه هاي فراموشي
جايي براي يك دل عاشق نيست
رفته است اين كوير عطش آلود
از ياد آن طبيعت باراني
در عمق راههاي دلم جاري ست
يك كاروان عبور پريشاني
لبريز از سوالم و مي دانم
تا لحظه ي جواب نمي
مانم
من وسعتي به قد ت
مامي عشق
ا
ما زخويش هيج نمي دانم
بايد به سوي خويش دري باشيم
تا شوق، تا بهانه ي بيداري
تا عشق، تا سپيده ي استغنا
تا حجم دست هاي وفاداري
گر در وجود بسته ي ما گاهي
فانوس هايي از دل ترديد است
فردا پر از كرانه ي دانايي ست
دنيا پر از دريچه ي اميد است
مهرناز آزاد// مجموعه شعر: ما چشم های شب زده

https://telegram.me/mehazazad
انجمن شاعران جوان - نوآوران شعر...
ما را در سایت انجمن شاعران جوان - نوآوران شعر دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 273 تاريخ: چهارشنبه 1 اسفند 1397 ساعت: 12:47